الشيخ محمد الصادقي الطهراني

45

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

آن شناختنِ گذشته كافى است و نه اگر هم كافى بود براى حالتِ دولتمردى كنونى كفايت مىكند ، تكرار مىكنم : اى مالك ! خيلى دقت كن كه اين دين مدت‌هاى مديد به‌دست شروران بىدين اسير بود ، نكند از زندان شروران به‌زندانى هولناك‌تر افتد كه واويلا ! اى مالك ! درست است كار زياد شده ، در مدت كم بسيار پيشروى شده ، اساسِ خلافت جور ويران گرديده ، عرق‌فروشىها و عرق‌خورىها آشكار نيست ، اما بدتر از مستىِ عرق ، مستىِ مَقام است ، نكند برخى از كارمندان و دولتمردانت عرق نخورده مست كنند ، و بدمستى خود را به‌حساب اسلام آورند ، حاكم شرع برخلافِ نصّ كتاب و سنّت حكم دهد و انتقادكننده را مفسد فىالارض و مرتد شمارد ، گروهى از كارگزاران اقتصادى كمونيست ترا از استالين چشم برهم نهاده به‌مصادره‌هاى صد در صد اموال اين و آن بپردازند . . . و هرچه امامت فرياد زند گوش شنوا نباشد ، تا حدى كه تهديدشان كند ، اگر اين روش ادامه پيدا كند هرچه به‌هر كه داده‌ام پس مىگيرم ! « 1 » و چنان‌كه اصلاح دستگاه قضايى حساس‌ترين قدم اصلاحى در يك كشور اسلامى است ، مسامحه‌ى در آن نيز خطرناك‌ترين فسادها را دربردارد . چنان‌كه اميرالمؤمنين عليه السلام درباره‌ى قاضيان ناشايسته مىفرمايد : « انَّ ابغضَ الخلائقِ الى اللَّهِ رجلان رجلٌ و كَلَهُ اللَّه الى نفسه فَهُوَ جائِرٌ عن

--> ( 1 ) - چنان‌كه مرحوم آيت‌اللَّه خمينى بارها مىفرمود . .